تبليغاتX
pisces

pisces

(حوت)

Once I Loved,
Once I need,
Once I Go On,
Oh My lone Love,
So Need to Be,
So I Feel Alone,
Go On to My Heart,Believe that I'm Right,
For the Need to Go On with,
I have Time,I Have Chance,
I need Coming to dance,
Oh My Love,
Coming to me & See what is My Need,
You Will Feel This is My Pain,
But Pain By Pain,
So I Need My Pain,
Go On to Come,
To Challenge With My Desire,
And Believe What I Need,
Oh My Love,
Come On,
See! See! See!
What I Need

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/09ساعت 4:38  توسط sara  | 

اشتباه نکن!

         رفتنت فاجعه نیست برایم!

                               من ایستاده می میرم٬

                                                        همچون بیدهای مجنون......!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/02ساعت 19:31  توسط sara  | 

سفر

کوله بارت را برداشتی

ریختم  شکستم  و ذوب شدم

می ترسیدم از ان مسیری که امده ای باز نگردی...

می ترسیدم راهمان یکی نباشد...

میترسیدم بگویی:

"بسیار خوب  وقت رفتن است!"

ترسیدم  ریختم  شکستم و ذوب شدم

اما ناگهان دستانم را گرفتی

و باز همان نگاه آتشین...

و گفتی:

"برویم که مسیر زندگی ما یکی است..."

                                                                                                 گابریل گارسیا مارکز

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 15:47  توسط sara  | 

I don't need nobody and I fear nobody

I don't nobody but you all I need in my life

my one and only

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت 18:24  توسط sara  | 

the pisces

pisces the typical pisces personality is often less interested in practical  everyday maters   than with the emotional spiritual side of life

many peopel born under this sign have artistic and creative talents

most pisceans have natural talent for understanding the emotional makeup of other human beings

to other your gift of insight into their motivations may seem like magic but it is simply the product of your own sensitivity and intuition


سپندار (اسفند) ماه مهر و محبت رو به تمام متولدين اسفند تبريك  ميگم...

     

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 17:9  توسط sara  | 

؛عشق؛

عشق در تنگنای لفظ به معنی دوست داشتن به حد افراط است ..

شیفتگی  دلدادگي  دلبستگي  وابستگي  و يا حتي دوستي مفرط است .

عاشق : يا همان كسي كه عشق را پيشه مي كند و عشق مي ورزد.

و يا اين نيست كه عشق افراط در محبت است كمانكه مي دانيم كه افراط طلبي امري ناشايست است در هر كاري جز به يگانه دانا...

عشق يك انسان را به مجنون تبديل مي كند ولي در مقابل مي توان گفت عشق در جايگاه درست

 خود انسان را به كمالات خواهد برد..

عشق هاي مجازي يا به گفته اي عشق هاي زميني به گونه اي است كه علاج آن رسيدن به معشوقه

 است يا حتي اين عشق منتفي خواهد شدو اين جز بيماري و جنون چيزي بيش نيست .....

چه بسا عشق حقيقي آن است كه اتمام نيافتني است يعني حب به يگانه دانا به طوري كه لحظه به

 لحظه فزون تر ميشود آن شخصي كه اين عشق را به مهرآفرين نداشته باشد در هيچ شرايطي قلبش و

 روحش و جسمش پذيراي عشق زميني نيست و به هيچ فرجام دارد..


خاكستر گفت:

          آتش را مي بخشم ؛           

تبر را هرگز ...

عشق ورزيدني ست نه چيدني!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/17ساعت 1:1  توسط sara  | 

                     DATH is not the end of life But the completion of life   


    خوش بین به آینده امیدوار است و بد بین از آن بیمناک ..وبزرکترین اشتباه این است که از اشتباه بترسی..

انسانها به آن چیزی که دوست دارند نمیرسند مگر با صبر بر آنچیزی که دوست ندارند.

                                                                                               مسیح(ع)

از اشتباهات دیگران درس بیاموزیم زندگی آنقدر طولانی نیست تا همه آنها را خودمان تجربه کنیم.

صداقت را می توان بدون داشتن هر گونه معیاری درک کرد.

ان کسی که میترسد رنج خواهد برد و رنج او جزبرای ترسش نیست.

هر چه کمتر تملک داشته باشیم بیشتر عشق می ورزیم.

هیچ بودن   پوچ بودن  واقعا"همین است .. بر فراز پوچ ها پرواز کردن زندگی این است رنگش میکنند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 17:54  توسط sara  | 

نشانه های بسیاری وجود دارد که میرساند انسان غیر از اعضا و اندام و جسم و غیر از نیاز های محسوس "بعد غیرمادی" هم دارد.

 اینکه از دیدن دوست یا خوشاوندی مثل گل شکفته میشود ..

اینکه هجران ودوری از یک محبوب دنیایی از غم برایش پدید میآورد..

اینکه انتظار کسی را به دلهره واضطراب می کشاند..

محبت چهره زندگی را عوض می کند.حسادت زندگی را برای حسود تبدیل به جهنم میسازد..

نیایش روح را آرامش می بخشد..ایمان اراده را قوی و روح را زلال می سازد..

موجود متعادل کسی است که میان حالات جسمی و روحی او توازن باشد ..

یکی نیازمند است و دیگری برخوردار!!چه عیب دارداگر عشق مجازی پلی باشد به سوی عشق حقیقی.

...مشکل اینجاست که عده ای روی همین پل می مانند و از یاد می برند که مقصد آن سوی پل بود!

پس چرا توقف و در جا زدن؟

اگر محبت های به این و آن سبب شود که طعم آن عشق برین به محبوب راستین را نچشیم و اگر دل

 بستن به این و آن و دل کندن از آن و این همه ی عمر ما را به خود مشغول سازد و لذت عشقبازی با یار

 جاودانه را از ما بگیرد این محبت نه تنها پل نیست بلکه مانع و سدی شده است که میان ما و هدف فاصله میآندازد..

کاش مرز میان عشق و هوس را  میشناختیم..

حالتی را که به نام محبت نسبت به دیگران داریم یا دیگران نسبت به ما ابراز می کنند گاهی هوس های

حیوانی ست با لعابی شیرین و پوششی فریبا به نام عشق ...

عشق و دوستی خیلی مقدس است  اما...گاهی در دستهای هوسبازان آلوده میشود و تا حد جاذبه ی

جنسی تنزل پیدا می کند.

دل اگر خوراک سالمی از محبت داشته باشد مسموم دوستیهای هوسبازانه نمی شود.

اگر زیر چتر محبت دیگران نیستیم می توانیم بر سر دیگران چتر محبت بگشاییم. 


+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/06ساعت 17:34  توسط sara  | 

if you want to happy for a day ...get a date

happy for a week ,get a lover

 happy for a month, get a married

  BUT,if you want to happy for even

get a friend

!!!like me

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/06ساعت 16:56  توسط sara  | 

...معنای عشق:آنچه که همه ناخالصیها را پاک میکند و فقط راستین و حقیقی را بر جا مینهد.

عشق ناخالصی را میجوید تا آن را بسوزاند.

در قیاس با عشق مابقی قدرت ها ناتوانند.

برای کسب عشق نخست باید آن را ببخشایی.

برای حصول یقین که دیگری بی قیدوشرط دوستت دارد خودت باید برای او شرط وشروط قائل نشوی.

بیشتر ما میپنداریم که عشق جاذبه به سوی شخصی دیگر یا نیرویی پرستاری کننده است که سبب

 میشوداحساس کنیم مورد توجه قرار داریم یاسرخوشی وشادمانی یااحساس وعاطفه یی قدرتمند.

اگر چه عشق جنبه ای از تمام این زیباییهاست اما همه اینها در بهترین حالات خود نیز جزیی اند.

اما...!عشق راستین نمیتواند بیقرارتان کند زیرا هیجگاه جویای آن نیست که بیرون برود.

به میزانی که عشق را بشناسید خود عشق میشوید.

پاکترین عشق آنجاست که انتظاری نیست درعدم وابستگی...

بدون هیچ چشمداشت یا اندکی توقع خود را بر محبوب فرو میباراند.

شادمانیش در بخشیدن است نه ستاندن.

عشق یعنی حضور و ظهور خدا.

حسد بزرگترین دشمن عشق است.

هر انسانی باید یقین داشته باشد که آنچه را دوست دارد در پناه خداست. 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/17ساعت 15:38  توسط sara  |